کامپیوتر-computer-hac-spss-autocad-فناوری--کتاب3d max
خدایا در فراغ دوست بگیر از من دنیا را / اگر بی عشق او باشم نبینم صبح فردا را .
&&&&&
حسی دارم ، اگـــــر بدانی بد نیست / شعری گفتم تو هم بخوانی بد نیست
الآن خیلی دلم بـرایت تنگ است / در هــر صورت خبر رســانی بد نیست . . .
&&&&&
هنوز ریشه ی زاییده در بهار منی / به باغ عشق گل سرخ ، اعتبار منی /
شب و غروب و کف و باد و موج می میرند / تو ای کرانه ی آرام ، ماندگار منی .
&&&&&
فکر نکن توی دنیا تنهایی ! بلکه فکر کن یه تنها هست که تو براش یه دنیایی .
&&&&&
اگر عشقت مرا باور نمی کرد / دلم عمری به پایت سر نمی کرد /
چه می شد عاقبت پروانه ها را / غرور شمع خاکستر نمی کرد .
&&&&
روی هر سینه سری گریه کند وقت وداع / سر من وقت وداع گوشه ی دیوار گریست .
&&&&&
نزدیکترین رفیق بهت اونیه که از دورترین فاصله همیشه به فکرته !
&&&&&
گفتمش نقاش را ، نقشی بکش از معرفت / با قلم نقش تو را ، با وسعت دریا کشید .
&&&&&
هنرم بود که هرگز نشوم یار کسی / تا که رخسار تو دیدم ، هنرم باطل گشت .
&&&&&
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض / یک طرف خاطره ها ، یک طرف فاصله ها /
در همه آوازها حرف آخر زیباست / آخرین حرف تو چیست تا به آن تکیه کنم /
حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست .
&&&&&
یه قطره انداختم توی دریا ، تا زمانی که پیداش کنی دوستت دارم
&&&&&
با من امروز زندگی کن ای عزیز همسفر / بگذر از دیروز و فردا بی دریغ و بی اگر /
شاید امروز تا به فردا زندگی مهلت نداد / این قطار بی توقف لحظه ای فرصت نداد .
&&&&&
گویند ضریح چشم تو صد معجزه دارد / ای کاش من زائر چشمان تو بودم .
&&&&
اگر در خواب میدیدم غم روز جدایی را / به دل هرگز نمیدادم خیال آشنایی را .
&&&&&
قلب من فرش پای کسانی ست که هرازگاهی یادی از ما میکنن !
&&&&
گفتی که بیا و از وفایت بگذر / از لهجه ی بی وفاییت رنجیدم /
گفتم که بهانه ات برایم کافیست / معنای لطیف عشق را فهمیدم .
&&&&&
هرچه میخواهم غمت را در دلم پنهان کنم / سینه میگوید که من تنگ آمدم ، فریاد کن .
گوش تا گوشه ی صحرا تو بخواب و نهراس / شیرها خاطرشان هست که آهوی منی .
&&&&&
تو مغازه ی قلبم تنها گلی هستی که روش نوشتم دست نزنید ، فروشی نیست !
&&&&&
گفتم از من مطلب دیده ی گریان تر از این / دل خونین تر و مجنون تر و ویران تر از این /
گفت گرچه دلت خانه به دوش است ولی / دوست دارم که شود بی سروسامان تر از این .
&&&&&
از خدا چیزی را برایت خواستارم که جز خدا در باور هیچ کس نگنجد
ای دل، دل سودا زده، سامانم کـو؟ / ای کالبد تهی شده جـــــــانم کـو؟
امـــروز که از همیشه مشتاق ترم / ای خانه ی سوت و کور مهمانم کو؟
&&&&&
نسبت به تو حس کور میـلی دارم / دور و بـــــــر خود هـــزار لیـلی دارم
من نــاز نمی خرم شما هم نفروش / چون عاشق کشته مرده خیلی دارم . . .
&&&&&
مــــارا نکشان به سوی لبهای خودت / بر گـــــرد برو بخواب در جـــــای خودت
می خواهی اگر ببوسمت حرفی نیست / امـــــا همه ی عــواقبش پــــای خودت . . .
&&&&&
از بس که درون سـیـنـ ـه تنهـا مـــانده / در مـــانده ا م از دست دل وا مـانده
در داخل سیـ ـنـ ه درد شیرینی هست / آیــــا دل من پیش شمـا جـا مــانده !؟
.
&&&&&
.
ماهی تو، که بربام شکوه آمده است / آیینه ز دستت به ستوه آمده است
خورشید اگر گرم تماشای تو نیست / دلگیر نشو ز پشت کـوه آمده است
.
&&&&&
.
یک پلک زدن فاصله از تو تا من / باید بزنیـــم پلک یا تو یا من
هر چند که گفتند گناه است این کار / اما تو یکی بزن گناهش با من . . .
.
&&&&&
.
مثل گل صد برگ شکوفــا شده ای / چون مـــاه چهار ده شکوفا شده ای
در آینـه ی نگاه من چشم بدوز / تا در یابی چقدر زیبا شده ای . . .
.
&&&&&
.
ای روی گشـــاده خُلق تنگ آمده ای / آهــوی رمیده چـون پلنـگ آمـده ای
آن روسری سپید می دانی چیست؟ / بــــا پـرچم آشتی بـه جنگ آمـده ای . . .
.
&&&&&
.
خوش خُلقی و خشم همزمان یعنی چه؟ / بیـزاری و عشق تـوأمـان یعنی چه؟
با رفتن من اگر موافق هستی! / پس این بنشین ، نرو ، بمان یعنی چه؟
.
&&&&&
.
بسیـار تماشایی و آراسته ای / از رونق مـاه آسمان کاسته ای
انگار نه انگار که مارا دیدی / از روی کدام دنده بر خاسته ای؟
.
&&&&&
.
سر کش بـودم به حیله رامم کردی / ای افسونگر ،چه پخته خامم کردی
خوش چرخـاندی کمند گیسویت را / در تـــــاریکی اسـیر دامـم کـــردی . . .
.
&&&&&
.
در دیده ی تـو رمز نهانی پیداست / در جام نگاه تو جهانی پیداست
کَس ره نبرَد درون آن قلعه ی راز / کز بام و برَش تیر و کمانی پیداست . . .
.
&&&&&
.
کوهی بودم، به پــای تو گَـرد شدم / بـــازیچه ی بـــاد های ولگرد شدم
تـــا د ر دل من حلول کردی ای ماه / انگشت نمای مرد و نـــا مرد شدم . . .
.
&&&&&
.
بـا آمدنت بهــانه پـیدا شده است / خورشید میـــان خانه پیدا شده است
ما نیم نظر چشم به هم دوخته ایم / یک لحظه ی شاعرانه پیدا شده است . . .
.
&&&&&
.
این قدر خیـــال هـــــای بیهــوده نبـاف / ماییم و ،دو خط رباعی و، یک دل صاف
در آینه ی دلم به جز عکس تو نیست / شک داری اگـــــر بیــا دلم را بشکاف . . .
.
&&&&&
.
بــا این که لب از کـلام بستید شما / ساکت سر جـایتان نشستید شما
امـــواج نگــــاهتــان دلم را لرزاند / اصلا نکند زلـــــزله هستید شـــما . . .
.
برچسب:
نویسنده: حسن