کامپیوتر-computer-hac-spss-autocad-فناوری--کتاب3d max
ساعت خوابش برعکس شده. شبها بیداره و روزها می خوابه تا عصر. به جای یک وعده غذایی که قاعدتا باید نصفه شب به جای شام بخوره، شیر و کیک یا شکلات داغ می خوره. با اینکه توی یخچال غذا هست...
دیشب با کمک هم لازانیا درست کردیم. گوشت چرخکرده ش بد بو شده چون موقع چرخ کردن یه ذره دنبه بهش زدم و الان هرکاری می کنم بوی دنبه نمی ره. از بوی دنبه خیلی بدش میاد.
حالش مساعد نیست و کاری هم از دست من برنمیاد. فقط چند ساعت در شبانه روز با همیم. بقیه شو یا من خوابم یا اون یا داریم کلاه قرمزی یا قند پهلو می بینیم.
یه مشکل دیگه که هست اینه که با وجود نیاز شدید معمولا به من گرایش نداره. معمولا باید نوبت های یک ربعه برای تحر.ی.ک ش بذارم تا بعد چند ساعت بتونه رابطه برقرار کنه! در حین رابطه هم برای اینکه از حس نیفته لبتاب رو میذاری توی اتاق و فیلم می بینه.
اگه اینا نباشه ماهی یک بار هم سراغ من نمیاد! این همون ادمیه که با فلان پا.رتنرش 12 ساعت ادامه داده و تموم نمی شده!
تو این دنیا معمولا هیچی سر جای خودش نیست...
پی نوشت: امروز یه مطلب خوب خوندم: اینجا
برچسب:
نویسنده: حسن