کامپیوتر-computer-hac-spss-autocad-فناوری--کتاب3d max
خیلی برام شرم آور هست که دارم این حرفها رو میزنم ولی به بن بست خوردم و به کمک احتیاج دارم.خیلی برام سخته ولی سعی میکنم خجالت رو بذارم کنار. من یک دختر 19 ساله هستم.مدت یک سال و نیم هست که با یه دختر دیگه آشنا شدم.یواش یواش خیلی به هم نزدیک شدیم و با هم صمیمی شدیم.تا این که یه اتفاق خیلی بد بین ما افتاد.ی چیزی دقیقا به اسم همجنسبازی.همه چیز اول از طرف اون شروع شد و یه جور من رو تسلیم کرد.الان یه وابستگی شدید بین ما به وجود اومده.حساذت های بی مورد به آدمایی که دوست من باهاشون در ارتباط هست یا افراد دورو بر من.گیر دادن.دعوا کردن.شده دقیقا مثل رابطه ی این دوست دختر دوست پسرای عاشق و معشوق.چند درجه شدیدتر با تفاوت این که هر دو دختریم.خیلی از این مسئله نگرانم.البته من واقعا از ته ته ته دل دوسش دارم.ولی احساس میکنم این رابطه ما علاوه بر این که داره قانون طبیعتو به هم میزنه و گناهو مسائل دینیشو هم بذاریم کنار ، واقعا زندگی هر دومونو تحت تاثیر قرار داده.مدام نگرانی از آینده.از جدا شدن.تصمیم گرفتیم مشاوره بگیریم که بتونیم یه رابطه ی درست و منطقی با هم داشته باشیم،واقعا مثل 2 تا دوست و 2 تا خواهر باشیم.نا خالصی های رابطمون رو برطرف کنیم.ولی در عین حال همون جوری هم دیگه رو دوست داشته باشیم.ولی دیگه لز نباشیم.انقد حساس نباشیم. به نظر شما واقعا راهی هست که ما رو به خواستمون برسونه؟هر چی باشه هر چقدر سخت من قبولش میکنم. یه چیز دیگه هم بگم که من از نظر برقرار کردن رابطه با جنس مخالف هیچ مشکلی ندارم.یعنی به پسرا تمایل دارم.ولی دوستم اینطوری نیست.اون یه تجربه ی تلخ هم تو زندگیش داشته که شاید به این مسائل ربط داشته باشه.الان ازتون تقاضا میکنم،خواهش میکنم به من بگید واقعا راهی هست که بتونیم درست شیم؟یه رابطه ی سالم رو داشته باشیم.به هر سختی که باشه من قبول دارم ولی واقعا راهی هست که با هم بمونیم ولی با یه حس تصفیه شده؟لطفا به من کمک کنید.واقعا میتونم از زیر این همه فشار جون سالم به در ببرم؟خواهش میکنم در حد چند تا جمله ی کوتاه و مختصر هم که شده راهنماییم کنید.تا آخر عمر مدیونتون میشم.تشکر خیلی خیلی زیاد
اول راه ارتباطی صحیح رو نمیدونستم مجبور شدم ای.میل بزنم.خیلی درمانده ام دکتر.خیلی به کمک نیاز دارم.
برچسب:
نویسنده: حسن