راسش من یه دختر کنکوریم، و عاشق روانشناسیولی چن وقته یه مشکل بزرگ تو زندگیم پیش اومده، بخدا دارم عذاب میکشم بد جوری، اگه ممکنه زودتر جوابمو بدید و اگه نیاز به پزشک یا روانشناس حضوری بگید، البته بعید میدونم اینجا دکتر خوبی باشه_( تو شهرمون) من مشکلمو میگم اگه کمکم کنید یه دنیا ممنون میشم/.نمیدونم دینیه یا نه ، ولی از مشاور دینی پرسیدم میگن برو پیش روانپزشک.خدا رو خیلی دوس دارمو خیلی خیلی اعتقاد دارم.همه چیو میدونم.ولی یکم تو نماز خوندن مشکل دارم..یه روز میخونم یه روز نمیخونم..البته برا اینکارمم یه دلایلی دارم(که اگه لازم باشه میگم)چن وقتی بود که شبا که میخوابیدمیه چیزی مثه بختک میومد سراغم.یه چیز سفید مث روحاحساس میکنم تو بیداری میبینم. انگاری داره جونمومیگیره. یه فشار عجیبی بم وارم میکنهوحشتناک.وقتی میاد دارم سکته میکنم ولی سری میگم بسم الله و کلی صلوات. یهو ولم میکنهتا میگم بسم الله/ چن وقت اصن نمیتونستم بخوابمحتی شب که میخواستم بخوابم ایته الکرسی و 4 قُل رو میخوندم.نمیدونم چیه.واقعا عجیبهراسش وقتایی که گناه میکنم،ینی میدونم میدونم اینکار اشتباهه(ولی انجام میدم)شب که میخوام بخوابم میدونم داره میاد سراغم، ینی میدونم خدا ناراحته از دسم و باید امشب عذاب بکشم] یه حسه عجیبی...دیشب وقته خواب حس میکردم الان که بخوابم یه اتفاقی میفتهوقتی داش چشام بسته میشد حس کردم یه چیزی داره میاد سمتم ... خود به خود چشام بسته شد باور کنید یه چیزی مث فشار قبر تجربه نکردم ولی وحشتناک بود انگار تو بیداریکاملا حسش میکردم یه چهر ه ی قرمز رنگ.. مث شیطون اومد جلو چشام انگاری داش حرف میزد): ولی داشتم سکته میکردم کلی بسم الله خدایا غلط کردم کلی صلوات فرستادمکم کم دیدم داره ولم میکنهانگاری داش فشار میدادم بدجوربعد که کاملا ولم کردبیدار بودم ولی نه میتونسم چشامو وا کنم نه حرکت کنم... دستامو پاهام بی حس بود.. تا چن دیقهتو رو خدا شما بگید این چیهمن چیکار کنم؟خواهش میکنم اگه میتونید کمکم کنید
برچسب:
نویسنده: حسن
تاريخ: جمعه
22 فروردين
1393 ساعت: 23:14