با سلام
خانمی هستم 33 لیسانسه. همسرم فوق لیسانس و ازدواج ما فامیلی بود. 3 سال پیش صاحب فرزندی شدم. قبل از بارداری از لحاظ جنسی و عاطفی با همسرم رابطه خوبی داشتیم و خیلی همدیگر رو دوست داریم. ولی بعد از وضع حملم دیگه ایشان علاقه ای به رابطه زناشویی نشان ندادند. این موضوع خیلی اذیتم میکنه از لحاظ روحی افسرده شدم و مدام به ایشان سرکوفت و غر میزنم ولی او می گوید که واقعا نمیتواند و تمایلی ندارد و به قول خودش میگوید که شاید به خاطر سنش هست (35 ساله هستند) میگوید سنش بالا رفته و هیچ تمایلی به رابطه جنسی ندارد و میگوید همه چیز دنیا عطف به رابطه جنسی و زناشویی نمیشود ودر عصبانیت میگوید که فکر کنم شوهرم مرده و شوهر ندارم اگه جای بیوه زنها باشم چه کار باید بکنم. آقای دکتر اینم بگم که از لحاظ نوازش و عاطفی چیزی برام کم نمیزاره من خودم شاغل هستم و به ظاهر خودم حتی در حالت بیماری ام باز اهمیت میدهم ولی ..... درضمن حدود 3.5 سال هست که سیگاری شده و کلی هم خودش رو درگیر کار و پول در اوردن تو این زمونه گرون کرده سالی 1 بار به زور من شاید با هم مسافرت بریم. از لحاظ مالی هم زندگی بدی نداریم نمیدونم. خسته شدم چرا زندگی خوب و خوش به اینجا رسید ازش میپرسم علت رو میگه اون زمان که باردار بودی و نزدیکی نداشتیم دیگه وقتی طولانی شده برام این موضوع چیپ شده و ارزش افتاده من به هدفهای بزرگتری در زندگی فکر میکنم کار و تلاش. مشاور هم رفتم ولی اون با من نیامد ازش خواهش کردم ولی گوشش بدهکار نبود. الان خودم کلا شدم یه آدم روانی. تا به من حرف میزنه بهش میپرم. میدونم خیلی دوستم داره همیشه به من و فرزندش میگه که ما تمام زندگیش هستیم ولی آخه چرا باید اینطوری مشکل داشته باشم. تو روخدا جوابمو برام ایمیل کنید. آقای دکتر منتظر جواب شما هستم.
برچسب:
نویسنده: حسن
تاريخ: جمعه
22 فروردين
1393 ساعت: 23:14