کامپیوتر-computer-hac-spss-autocad-فناوری--کتاب3d max
با سلام وخسته نباشید.اقای دکتر من و همسرم 7 ساله ازدواج کردیم .4 سال هم همدیگه رو دوست داشتیم.حاصل این ازدواج یک پسر4 ساله است.ولی 4 ساله فهمیدم شوهرم زنی رو صیغه کرده در شهر دیگری.وبه بهانه انجام کارهای مختلف با اون به سفر و گردش .. میرفتن.بعد که موضوع رو علنی کردم گفت من اونو دوست دارم بدون اون نمیتونم زندگی کنم و بخاطر بچه ام باهات زندگی میکنم.من تو زندگیم از هیچ کاری براش دریغ نکرده و خودش بارها اینو گفته.من درخواست طلاق دادم. امد کلی گریه کرد که تو رو خدا نرو من بدون تو و بچه مون نمیتونم زنده بمونم.نمیدونم چرا اینکارا رو کردم و.... میگه کاش معجزه بشه من سر عقل بیام و مثل قدیم باهم زندگی کنیم.میگه اون زنه میره دنبال زندگیش تو رو خدا نرو.من دارم دیونه میشم ما اصلا باهم به سفر و مهمونی نمیریم خیلی عصبی شدم.به جادو خیلی اعتقاد پیدا کردم. ایا ممکنه این خانم همسرمو دعا خور کرده باشه .چیکار کنم کمکم کنین.
برچسب:
نویسنده: حسن