کامپیوتر-computer-hac-spss-autocad-فناوری--کتاب3d max
واکنش دکتر صدیق به اظهارات نسنجیده بعضی اعضای فرهنگستان زبان
بهنظر اینجانب این اشخاص نظرات شخصی خود را گفتهاند و از آن جا که سخنانشان ناپخته،نسنجیده و احساسی است، خیلی قابل اعتنا نیست. نظرات شخصی نمیتواند نظر یک ارگان ومجموعهی دولتی تلقی شود. یکی از این کارمندان گفته است که اگر زبانهای مادری درکشور تدریس شود «کار ما زار است!» این حرف خیلی مضحک و خندهدار است بویژه آن کهوی مرجع ضمیر «ما» را هم تعیین نکرده است. اگر منظور او «ما ایرانیان» است، کهباید بگویم چنین نیست. من که خود یک ایرانی هستم و بیش از نیم قرن است که به فرهنگو ادبیات کشور خودم خدمت میکنم از این اتفاق، اگر تحقق یابد، بسیار خوشحال خواهمشد و خود نیز آمادگی هر گونه همکاری علمی با دولت تدبیر و امید در تحقق این آرزویمیلیونها ایرانی را اعلام کردهام. دیگری گفته است که از این آرزو «بوی توطئه میآید!»و در جای دیگر افاضه کرده است که تدریس زبانهای ایرانی در مدارس ایران «وارداتی وانگلیسی است!» آیا او نمیداند که توطئهی انگلیس در هندوستان، پاکستان و بنگلادشمنجر به محو زبانهای بومی آن کشورها شد و انگلیسی تبدیل به زبان رسمی، عمومی واشرافی در آن کشورها گردید. انگلیس که به فرهنگهای ایرانی دل نمیسوزاند
.
کارمندان فرهنگستان زبان و ادب فارسی شاید دستی در ادبیات و علماللسان داشته باشند، اما توقع برخورداری دانش عمیق سیاسی و بینش استراتژیک از آنهانمیرود. امروزه در کشورهای همسایهی ما نظیر ترکیه، عراق و افغانستان مسالهیقومی حل شده است و یا در حال حل شدن است. در کشور ما نیز هم اکنون این مساله درراس توجه کلان به امنیت ملی ما قرار دارد. من یقین دارم که تدریس زبان مادری بویژهزبان ترکی در مدارس در تحکیم امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تاثیر بسزایی خواهدداشت. به نظر اینجانب رئیس جمهور محترم به عنوان یک استراتژیست امنیت ملی به اینمساله نگاه کرده است و وعده ی اجرای کامل اصل پانزدهم قانون اساسی و تاسیسفرهنگستان زبان ترکی را داده است. شما تصور کنید که اگر از مهرماه سال آینده زبانترکی هم در مدارس تدریس شود، چه شوق و شعفی در کشور ایجاد خواهد شد. هزاران جوانیکه به همین دلیل شاید از نظام قهر کردهاند، به آغوش نظام بازخواهند گشت. دیگرمسالهای به نام «قومگرایی» و نظائر آن نخواهیم داشت. بساط بسیاری از سایتها،وبلاگها و مراکز پان ایرانیستی که میخواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند، برچیدهخواهد شد و دکان ملیگرایان موذی تخته خواهد شد، جوانان ما به جای آموزش زبانمادری خود از طریق کانالهای تلویزیونی اجنبی، آن را در مدارس خود یاد خواهند گرفتو در کشور خویش صد در صد احساس «خودی» خواهند کرد.
کارمندان فرهنگستان زبان و ادب فارسی بهتر است به جای جوسازی ومانع تراشی در مسیر اقدامات فرهنگی دولت تدبیر و امید و مخالفت با تحقق و تتبع درزبانهای ایرانی بویژه ترکی و تدریس آن در مدارس، به فکر خود باشند و به گذشتهیخود نگاه کنند و ببینند که آیا توانستهاند در سی سال اخیر، زبان فارسی رابه زبان قرآن نزدیک کنند یا مانند کسروی با جعل لغاتی که اصلاً قرابتی با زبانقرآن ندارد، قدم به قدم فارسی را از زبان قرآن دور میسازند؟ کتابهایی مانندالتفهیم ابوریحان، دانشنامهی علایی ابن سینا، درة التاج خواجه مسعود شیرازی،تاریخ وصّاف و دهها کتب فلسفی، ادبی، علمی و غیره سرشار از لغات و اصطلاحات قرآنیبا مفاهیم عمیق عرفانی بوده است. اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی چرا واژههایجدید را از مشتقات لغات قرآنی اخذ نمیکنند؟ در گذشته اگر کسی فارسی یاد میگرفت،خیلی راحت قرآن را میتوانست بیاموزد. اما اکنون دانشجویی که در کلاسهای جامعهشناسی،زبانشناسی، روانشناسی و غیره مینشیند و با انبوهی از لغات عجیب و غریب فرهنگستاندرس میخواند، فرسنگها از زبان قرآن دور میشود. فارسی دارد به یک زبان مصنوع وساختگی عجیب و غریبی تبدیل میشود و من واهمه از این دارم که در آیندهی نزدیک،کلیله و دمنه را باید «فارسی نویسی» کنیم تا تریبت شدگان فرهنگستانی بتوانند آن رابخوانند و دریابند. در حالی که در گذشته متن کامل کلیله و دمنه را در کلاس ششمابتدایی میخواندیم و میفهمیدیم. کارمندان فرهنگستان بهتر است کارنامه و عملکردخود را وارسی کنند و ببینند چرا عملکرد آنان قدرت قرائت و فهم کتابهایی مانند«مرزبان نامه» را از مردم ایران سلب کرده است و اکنون نیز میخواهند آنان را ازخواندن درس به زبان مادریشان دور سازند؟ دورسازی زبان فارسی از زبان قرآن سیاستکسروی بود. او اگر به جای کلمهی پرمعنای «احساس» واژهی بیمزهی «سهش» و «سهیدن»را جعل کرد و به کار برد، فقط در آرزوی آن بود که زبان اختراعیاش که آن را «زبانپاک» مینامید عاری از لغات پر مفهوم قرآنی باشد. نیل به این آرزو جزو سیاستهایرژیم طاغوت هم بود. در رژیم گذشته طبق بخشنامههای مؤکد آموزش و پرورش حتی کاربردتنوین در زبان فارسی را ممنوع میساختند. تنوین هیچ گناهی نداشت و هیچ گونه زشتیهم در فارسی ایجاد نمیکرد، بلکه حتی قاعدهای به قواعد فارسی میافزود. گناهتنوین آن بود که خصوصیت و سجیهی قرآنی داشت.span>منبه عنوان یک معلم هفتاد سالهی این کشور به برخی از کارمندان این نهاد که گاهیسخنان ناپخته و ناسنجیده بر زبان میآورند و باعث خوشحالی نابگرایان و خونپرستانمیشوند، نصیحت میکنم که زبان قرآن را عامل اصلی تقویت زبان فارسی مد نظر قراردهند و ثانیاً در مقابل هجمهی الفاظ خارجی و اروپایی و استفاده از واژههای مندرآوردی کسروی مآبانه- به قصد سرهنویسی منحط- در واژهسازی از اشتقاقات دو زبانعربی و ترکی که قرنها باعث نیرومندی زبان فارسی بودند، سود جویند و ثالثاً درآموزش زبان مادری بویژه زبان ترکی که در هر نقطه از ایران میتوان با آن زندگیکرد، به تدبیری که دولت جدید به منظور ایجاد امید، قصد اجرای آن را دارد مددرسانیکنند و نقشی در تحکیم وحدت و یکپارچگی قرآنی و اسلامی ملت بزرگ ایران داشته باشند.
منبع :
http://ehsanshokr.blogfa.com/post/315
برچسب:
نویسنده: حسن