خرید بک لینک
بهترین داستان سکسی سال
سلام.اگه از طریق جست و جوی موضوع این متن اومدی تو وبلاگ من,خواهش می کنم نوشتم رو بخون.و روش فکر کن.قول می دم زیاد وقتت رو نگیره.

اول از همه بهت تبریک می گم که بین این همه آفریده خدا,تو هم شدی یکی از اشرف مخلوقاش.بهت تبریک می گم که خدا موقع آفریدنت از روح خودش توی تو قرار داد.از اینکه تو رو آفرید و بعد از اون تو شدی مایه حسادت بقیه خیلی خوشحالم.

الان که داری این پست رو می خونی به چقدر از آرزوهات رسیدی؟همش؟یا نصفش؟یا هیچیش؟راستش من که خیلی از این دنیا عقب افتادم.خوندن این داستانای ... سختی نداره.تازه .... .ولی یه چیز بد دیگم داره.اینکه فکرت رو به چیزایی مشغول می کنه که نباید بکنه.خیلییییییییی لذت تو این دنیا هست که من خودم هنوز نبردم.تو چی؟گیر همین یه لذتی رفیق؟تاحالا شده کف پای مامانت رو بوس کنی ؟بعد از حس کوچیک بودنت لذت ببری؟تا حالا شده به آدمای چشچرون پوس خند بزنی و بگی من یه عشق پاک دارم خاک بر سرتون که هیچ کسی و ندارین که اونقدر براتون ارزش داشته باشه که چشمتون فقط اونو ببینه؟

الان که داری این پست رو می خونی ,خدا کنارت نشسته و داره میگه خدا کنه این نوشته رو بندم اثر بزاره و بیخیال گشتن دنبال این داستانا بشه.راستش خود خدا به دلم انداخت که این پست رو بنویسم.

هیچ وقت واسه توبه کردن دیر نیست.پاشو رفیق خدا منتظرته.

به خودم قول می دم یادم باشه خدا همیشه کنارم نشسته.حتی موقع خوندن داستان... .

برچسب: نویسنده: حسن تاريخ: جمعه 22 فروردين 1393 ساعت: 23:19

صفحه بندی