خرید بک لینک

بازم نشستم کنار پنجره
این بار هدفون هم تو گوشمه
منظره ایی نیست که دلم بخواد ولی همین هم خوبه
شدیدا این هوا رو دوست دارم
شدیدا دلم تنگ شده
شدیدا نمیدونم چی میگم
شدیدا احساس تنهایی دارم
شدیدا دلم گریه میخواد
اصلا مهم نیست که پسرم یا نه
کمی تا حدودی بیشتر تو خودم شدم
ابجی جان هم داره ازدواج میکنه
خوشبخت بشه
نباید اونو برا خودم بخوام که
ولی تنهاتر میشم
نباید اذیتش کنم
خب اونم دل داره و زندگی خودشو میخواد شروع کنه
کم اذیت نشده
پس باید بذارم الان خوشحال باشه
خوشحال خوشحال...




تنهام
تنهام
تنهام
به جهنم
این همه مدت تحمل کردم
بازم روش!




برچسب: نویسنده: حسن تاريخ: جمعه 22 فروردين 1393 ساعت: 23:23

صفحه بندی