272
نزدیك تر از قلب منی، با من مهجور
دوری ز من است و ز تو ما را گله ای نیست
273
نرفته، كی زمانی با خود آییم
كه در آخر زمان، خود فتنه ماییم
274
ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید
آن كه در دستش كلید شهر پرآیینه دارد
281
نشدی غایب از اندیشه كه پیدا كنمت
تو هویداتر از آنی كه هویدا كنمت
282
نیمه شعبان رسید و از طلوع روی او
گویی امشب پرده از رخ، خالق اكبر گرفت
283
نبود به ملك هستی، به جز از تو پادشاهی
چه شود اگر ز رحمت، كنی به من نگاهی
284
نه روز هجر سر آید، نه عمر می ماند
رسیده عمر به پایان و هجر بی پایان
285
نیمه شعبان بود، روز امید بشر
شادی امروز ما، نهضت فردای تو
برچسب:
نویسنده: حسن
تاريخ: جمعه
22 فروردين
1393 ساعت: 23:23