286
وقتی غروب جمعه برسد، بی تو آفتاب
انگار بر گلوی خودش دار بسته است
287
وضو گرفته به خونیم و در اقامه عشق
بلال صبح ظفر را بگو، اذان دارد
288
وعده وصل به فردا دهی، اما ترسم
باز فردا دهی ام وعده فردای دیگر
برچسب:
نویسنده: حسن
تاريخ: جمعه
22 فروردين
1393 ساعت: 23:23