کامپیوتر-computer-hac-spss-autocad-فناوری--کتاب3d max
ميشود در آسمان زندگي يک سبد از غنچه هاي ياس داشت
يا که در سوز و گداز شمع عشق
مثل پروانه کمي احساس داشت . . .
به سلامتي رفيقي که اسم ما گوشه موبايلش خاک ميخوره !
**********************************************************************
مرا شمع و تو را پروانه کردند ، به جرم عاشقي بيچاره کردند ،
گذر کردم ز قبرستان زماني ، رسيدم بر سر قبر جواني ،
به زير خاک ميناليد و ميگفت ، رفيقان قدر يکديگر بدانيد.
تو را آرزو نخواهم کرد، هيچ وقت!
تو را لحظه اي خواهم پذيرفت که خودت بيايي، با دل خود، نه با آرزوي من.
ديگر بهار هم سر حالم نمي کند.
چيزي شبيه گريه زلالم نمي کند.
آه اي خدا مرا به کبوتر شدن چه کار؟
وقتي که سنگ هم رحم به بالم نمي کند.
نه زمين باش و نه خاک، که تو را خوار کنند
وانگهي ذهن تو را پر ز مردار کنند
آسمان باش که خلقي به نگاهت بخرند
وز پي ديدن تو، سر به بالا ببرند
&&&&&
آخر قصه ي ما را همان اول لو دادند
همان جايي که گفتند: يکي بود و يکي نبود
&&&&&
روزي سپري شد، به اميدي که شب آيد.
شب آمد و ديدم به دلم تاب و تب آمد.
اي يار دعا کن من ديوانه مبادا
درحسرت ديدار تو جانم به لب آيد.
&&&&&
چشمانت را ورق بزن…
شايد در گوشه اي از آن مرا به يادگار کشيده باشي
&&&&&
يه کفش همه وجودش فداي کسي مي کنه که پا تو دلش ميزاره ، کفشتم رفيق!
&&&&&
رفيق خوب پزشک زندگيست تا آخر عمر مريضتم رفيق!
&&&&&
بوي گيسوي تو را نيمه شب آورد نسيم ، تازه شد در دل من ياد رفيقان قديم.
&&&&&
با رفيقان از ازل دست رفاقت داده ايم ، در وفاي ما نکن شک گرچه دور افتاده ايم.
&&&&&
از پنجره روزگار که به درخت عمر مينگرم خوشتر از ياد رفيقان ثمري نيست.
&&&&&
ميرسد روزي که بي هم ميشويم ، يک به يک از جمع هم کم مي شويم ،
ميرسد روزي که ما در خاطرات ، موجب خنديدن و غم مي شويم ،
گاه گاهي ياد ما کن اي رفيق ، ميرسد روزي که بي هم ميشويم.
&&&&&
غريبه بودي واسه من اما شدي عزيز من ، تو لحظه هاي بي کسي تنها تويي رفيق من.
&&&&&
بارالاها اي خداي عدل و داد / هر که کرده يادي از ما زنده باد /
ما که معتاد رفيقيم و خمار روي يار / در مرام ما نباشد ترک اين نوع اعتياد.
&&&&&
به ياد رفيقي که سخت مشغول شطرنج زندگيشه و نميدونه من هنوز مات رفاقتشم.
&&&&&
يا رب دل دوستان پر از غم نکني ، با تير قضا قامت ما خم نکني ،
اي چرخ تو را به حق قرآن سوگند ، يک مو ز تن رفيق ما کم نکني
&&&&&
دل اگر بهر رفيقان نشود گاهي تنگ / نامش هرگز ننهيم دل که به آن گويم سنگ.
&&&&&
يه عصا هزار بار زمين ميخوره تا صاحبش زمين نخوره عصاتم رفيق.
&&&&&
لوتي ترين اس ام اس سال : زغال اسفندتيم رفيق! ميسوزيم تا چشم نخوري!
&&&&&
مرا شمع و تو را پروانه کردند ، به جرم عاشقي بيچاره کردند ،
گذر کردم ز قبرستان زماني ، رسيدم بر سر قبر جواني ،
به زير خاک ميناليد و ميگفت ، رفيقان قدر يکديگر بدانيد.
&&&&&
هزار تار رگ دارم و هزار تا رفيق. ولي تو شاهرگي و تک رفيق.
&&&&&
عشق اگر ايستادن سر کوچه است پس تيربرق از همه عاشق تر است تيربرقتيم !! رفيق
&&&&&
نزديک ترين رفيق به تو کسيه که از دورترين فاصله ها به يادت باشه.
&&&&&
در دياري که رفيقان همه دل مي شکنند ، به تو نازم که بلور غم دل ميشکني
&&&&&
زدم فرياد خدايا اين چه رسمي است ، رفيقان را جدا کردن هنر نيست ،
رفيقان قلب انسانند خدايا ، بدون قلب چگونه مي توان زيست
&&&&&
اتل متل رفاقت ، دل به تو کرده عادت ، برات دعا مي کنم ، اينم رسم صداقت.
&&&&&
اين پيام فقط جهت زدن حاضري در دفتر رفاقت بود ، تا بدوني بيادتم.
&&&&&
ما رفاقت را در دانشگاهي آموختيم که بابت شهريه آن زندگيمان را داديم.
&&&&&
چرا اونايي که دم از رفاقت مي زنند تو لحظه هاي بي کسي قيدتو راحت مي زنند؟
&&&&&
نگاهت در زلال آب پيداست / حضور فصل باران با تو زيباست /
چگونه با دو بيتي از تو گويم / سزاوار رفاقت بيش از اينهاست.
&&&&&
گاهي در برابر خاطرات توقف کن و يادآور دوستيها و رفاقتها باش اميدوارم
سهم من از اين تجديد خاطرات يک يادت بخير ساده باش
&&&&&
فرستنده : دوست
مدرک : رفاقت
دليل : دوست شدن
هدف : يادکردن
گيرنده : عزيز دل
&&&&&
گذر کن برفراز خاکم اي دوست ، صفايي ده به قلب پاکم اي دوست ،
بخوان شعري ز دوران رفاقت ، که در خاک سيه غمناکم اي دوست.
*****************************************************
قشنگ ترين غزلم را براي شب شعر چشمت نگه داشته ام
پس تو هم زيباترين لبخندت را براي لحظه ديدار نگه دار . . .
دوست دارم
&&&&&
بوي گيسوي تو را نيمه شب آورد نسيم
تازه شد در دل من ياد رفيقان قديم . . .
&&&&&
بيا عشقمون رو محکم به هم گره بزنيم و آرزو کنيم اين گره هيچ وقت باز نشه
حتي با دندون روزگار !
&&&&&
بايد فراموشت کنم ، چنديست تمرين ميکنم ، من ميتوانم ميشود ،
آرام تلقين ميکنم .
کم کم ز يادم ميبري ، کم کم زيادم ميروي ، اين روزگار و رسم اوست
اين جمله را با تلخيش صد بار تمرين ميکنم !
&&&&&
يه سلام عاشقونه با يه بغض بي بهونه / مينويسم تا بدوني ياد تو تو دل ميمونه !
&&&&&
يه کفش همه وجودشو فداي کسي ميکنه که پا تو دلش ميذاره
کفشتم رفيق !
&&&&&
ميشود در آسمان زندگي يک سبد از غنچه هاي ياس داشت
يا که در سوز و گداز شمع عشق
مثل پروانه کمي احساس داشت . . .
به سلامتي رفيقي که اسم ما گوشه موبايلش خاک ميخوره !
&&&&&
.
جز ياد تو در خاطر من نيست عزيزم / مانند تو عشق با صفا کيست عزيزم
بي ياد تو زندگي مرا نيست عزيزم / در عشق بود نمره ي تو بيست عزيزم . . .
.
&&&&&
يه سلام عاشقونه با يه بغض بي بهونه / مينويسم تا بدوني ياد تو تو دل ميمونه !
&&&&&
.
يه کفش همه وجودشو فداي کسي ميکنه که پا تو دلش ميذاره
کفشتم رفيق !
&&&&&
خدايا
هرکس به يادم هست به يادش باش
اگر کنارم نيست ، کنارش باش
اگر تنهاست پناهش باش
و اگر غم دارد غمخوارش باش . . .
&&&&&
اشک از دوريست
سکوت از تنهايي
لبخند از مهرباني
پيام دادن از دلتنگي
&&&&&
غم از چشم قشنگت دور باشد
دلت غرق اميد و نور باشد
نبيني روز بد اي بهتر از جان
الهي دشمنت رنجور باشد
&&&&&
شريکم با تو در اين درد ، منم مثل تو غم دارم / منم محتاج لبخندم منم دستاتو کم دارم
از اين بازي طولاني ، منم مثل تو دلگيرم / منم با عشق درگيرم منم بي عشق ميميرم . . .
&&&&&
در عمق آرزوي من است که در وجودت خانه اي داشته باشم ، حتي به مساحت يک ياد . . .
&&&&&
نقش کردم رخ زيباي تو بر خانه ي دل / خانه ويران شد و آن نقش به ديوار بماند . . .
&&&&&
صندوقچه اي بهر دلت خواهم بود / دريا شوي ، تو ساحلت خواهم بود
اي يار تو که قايق عشقم باشي / من هم ملوان زبلت خواهم بود .
&&&&&
رفيق خوب پزشک زندگيست
تا آخر عمر مريضتم رفيق!
&&&&&
.
<= نوک فلش رو به قبله کن
…
…
…
کردي؟
…
…
…
به همين قبله اسيرتم!
.
&&&&&
اين ساحل خسته را تو پيدا کردي
اين موج نشسته را تو برپا کردي
من خامُش و خسته خفته بودم اي عشق
مرداب دل مرا تو دريا کردي
&&&&&
زير باران بيا قدم بزنيم
حرف نشنيده اي به هم بزنيم
چتر را تا کنيم و خيس شويم
لحظه اي پشت پا به غم بزنيم
&&&&&
سخن از عشق خود بخود زيباست
سخن عاشقانه اي به هم بزنيم
&&&&&
عاقبت در دام مي افتيم ما
دام ما اي کاش در کوي تو باد
تير ما هم از کماني مي رسد
آن کمان اي کاش ابروي تو باد
&&&&&
محکومي
به حمل هميشگي گرم ترين سلاح کشنده جهان
.
.
.
چشمانت…
&&&&&
يک روز رسد غمي به اندازه کوه
يک روز رسد نشاط اندازه دشت
افسانه زندگي چنين است گلم
در سايه کوه بايد از دشت گذشت
&&&&&
به قناري گفتم
چه کسي حرف دل ما به تو گفت
از کجا ميداني
که به اين زيبايي
و به اين آساني
از دل عاشق ما ميخواني
&&&&&
فاصله
گرچه دست هاي ما را از هم جدا کرد
ولي خوشحالم
که جـرات ندارد به دل هايمان نزديک شود!
&&&&&
بوق اشغال ميزند
وقتي شماره ات را در ذهنم مي گيرم
کسي انگار پشت خط است …
&&&&&
عشق مانند هوا
همه جا موجود است
تو نفسهايت را قدري جانانه بکش
&&&&&
دوستـــم داري … دوستـــت دارم
نمي گويم … نمي گويــي
نمي دانــم
تــا کي غرور بايد آشناي چــشم هاي بي قرارمان باشد ؟
&&&&&
به تو مي انديشم.
و از انديشه ي توست
گر که گه گاه به لب ، خنده مي آويزد.
خوش به حالم که کسي
نتواند ره انديشه ي تو ، بر دلم بربندد
&&&&&
رفتم ، رفتي ، رفت . . .
چقدر ساده صرف شديم
*********************************************************
قلبي برات کشيدم روي موج دريا
رو ماسه ها نوشتم دوستت دارم يه دنيا
***************
برو بشين رو پشت بوم
رو تو بکن به آسمون
درجهت وزش باد
يه بوس فرستادم برات
*************************
تو بگو که وقتي خواب بودم، چه کسى مداد رنگى اش را برداشت و فاصله ها را پر رنگ کرد؟
***********
قوانين علم را به هم زده اي! نبودنت وزن دارد! تهي… اما… سنگين!
برچسب:
نویسنده: حسن