خرید بک لینک

(چوبزن ) اای اصطلاح برای نهی کردن به کار می رود به عنوان مثال شخصی یک حرفی رابیان می کند که برخلاف میل باطنی طرف مخاطب می باشد ومخاطب از حرفی که طرف مقابل برایش بیاننموده بدش می آید وبه ایشان می گوید (چوبزن) *دوش پسین به چوگ محمدک اهم دیده که

توباغ علی مراد باهم لکیدرن .. :دراینجا مخاطب بدش می اید می گوید چوبزن

(لک لککا) این واژه به معنی اینک دونفر باهم چسبیدن ودعوا می کنند

جیغ واغ : یعنی داد فریاد

جکوپرنگا :جنب جوش

توشی داد :پرتاب کرد -فیریی داد :پرتاب کرد

دلموازه : دوست داشتن

شیتال :پارچه باریک ونزک

خسو :مادرزن

خسرگ: پدرزن

پیزاده : فرزنده همسر

دهمر: نوبت * ای هفته دمر او باغ مه {این هفته نوبت آب باغ من است }

خوندخ : کسی که برای دعوت عروسی به درب خانه می رورد

مهشاته : زنی که شب زفاف باید درب عجله باشد ودستمالی که آغشته بخون است داماد باید دست مهشاته بدهد که ثابتکند کارش به موفقیت انجام داده وعروس نیز باکره بوده

پری : سبدی است که با برک درخت خرما می سازند و خرما داخل آن می کنند

پرون : کمر بندی است که برای بالارفتن نخل بکار می رود

دومپازک :رطبی که نصف آن خارک و نصف آن خرما باشد

برچسب: نویسنده: حسن تاريخ: جمعه 22 فروردين 1393 ساعت: 23:02

صفحه بندی